13 آذر 1392-چهارشنبه –اولين مرواريد خوشگل پسملي و اولين برف پاييزي زندگي آقا پسر گل
تقريبا روزهاي آخر هشت ماهگيتو به سر ميبري . 4 روز ديگه ميري تو 9 ماهگي .روز چهارشنبه 13 آذر بود كه خاله فاطمه خونمون بود و خاله جون گفت كه دندون اميرعلي رو زير انگشتم حس كردم . من باور نكردم و با خودم گفتم كه آخه فاطمه جون از كجا ميتونه بفهمه ! ولي گويا حس مادري قوي داشته و متوجه شده بود .
روز پنجشنبه 14 آذر بود كه اولين برف زندگي تو باريدن گرفته بود و چه برف قشنگي بود و ما تو اين هواي قشنگ با احمد پسر خاله رفتيم كرج . خيلي خوب بود .
روز پنج شنبه آبجي انسيه هم براي بار دوم منو متوجه حضور مرواريدهاي خوشگلت كرد . ايندفعه با دقت بيشتري به جستجوي مرواريدهاي خوشگل پسر پرداختم و كلي ذوق كردم. و به عمه شيما و بابايي خبر دادم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


13 آذر 1392-چهارشنبه –اولين مرواريد خوشگل پسملي و اولين برف پاييزي زندگي آقا پسر گل
